مراقبت هفت ماهگی
نزدیک ظهر آرشو بردم بهداشت برای قد و وزن.
چون هوا سرد شده لباس زیاد تنش کردم.خیلی هم باد میومد.
موقعی که خواست وزنش کنه گفت نمیخواد لباساشو در بیاری.از وزنش کم میکنم.
آرشو گذاشتم رو ترازو هر کاری کردم دراز نمیکشید.خودشو محکم گرفته بود.گفت اشکال نداره بذار بشینه.
قدشو که خواست بگیره درازش کردم رو میز بغض کرد.کارای جدید میکنه!
ماشالا وزن گل پسرم شده ده کیلو.ماشالا هزار ماشالا قدشم شده هفتاد و پنج سانت.دور سر چهل و هشت و نیم.
از این به بعدم باید عدس و ماش به سوپش اضافه کنم.یه روز در میونم یک چهارم زرده تخم مرغ بهش بدم.
ولی مامانم میگفت یک چهارم زیاده.خیلی کمتر باید بدم.
فعلا با این شیطنتای آرش نمیرسم همه چی بهش بدم.همش باید کنارش بشینم.نمیتونم بغلش کنم و آشپزی کنم.
نه ماهگی باید دوباره باید برای قد و وزن ببرمش.
ساعت نزدیک یکه.برم بخوابم که خیلی خستم.
تازه ظرفامم مونده.
امشبم وقت خوابش حسابی کولی بازی درآورد.خوابش میومد.ولی نه شیر میخورد و نه میخوابید.فقط وحشتناک گریه میکرد.باهاش بازی میکردم تا آروم شه.کمی بازی میکرد بعد دوباره شروع میکرد به گریه کردن.یه ساعتی گذشت دیدم فایده نداره.با اینکه خیلی خوابش میومد نمیخوابید.لباس تنش کردیم با ماشین رفتیم تو خیابون چرخی زدیم.همون تو کوچه خودمون که بودیم شروع کرد شیر خوردن و خوابید!



مراقبت هفت ماهگی 

